شير على خان لودى
217
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
صبح عيد چون گل آفتاب خندان و چراغ انبساط در هر شام برات به رنگ شمع ماه درخشان است ، هر صبح بزم قبلهء عالميان چون صبح عيد چهرهگشاى مسرّت به كام و هر شام شبستان كعبهء جهانيان چون شام برات رخافروز بهجت بر دوام ، بحرمة النّبىّ و آله الأمجاد . من غزليّاته : دل پرشور مستى فارغ از دنياى دون دارم * نمىآيم به خود ، جايى از اين عالم برون دارم به دام افتادنى در طالع من نيست پندارى * طپيدنهاى دل را ديدهام بر خود سكون دارم نشد قسمت در او يكدم به كام دل برآوردن * چه شد از آسمان گر خانهء آيينهگون دارم رسيدن تا شهادتگاه كوى او ز من نايد * كه پيش رو ز سيل اشك صد درياى خون دارم من آزاده از فيض جنون دارم دل شادى * اگر دارم غمى گاهى ز عقل ذوفنون دارم » [ مخدومى مظفّر خان ] خان نكتهدان عالىبيان ، مخدومى مظفّر خان - به حسن سيرت و درستى عقل و راستى گفتار و صحّت فكر و سلامت طبع بر اكثرى از بنى نوع تفوّق دارد ، امّا اگر در توصيف نظم و نثر آن صاحب ، طرز ظهورى و فكر صائب سخنسرا گردد ، به اعتقاد ناآشنايان مذاق لفظ و معنى به مقتضاى رابطهء اخوّت گفته باشد ، اولى آنكه دريافت شعاشع اين لمعات را مفوّض بر قلوب صافى داشته ، به تحرير يك بيت اكتفا نمايد : دقيقههاى معانيش در سواد حروف * چو در سياهى شب روشنىّ پروين است كاش فلك كجرفتار دربارهاش راستى از اعتقاد من مىآموخت و زمانهء بوقلمون به رنگ خواهش من تلوّن مىنمود ، و ليكن چه چاره كه كيسهء روزگار از نقد آرزو خاليست و ميناى آسمان از مى مقصود تهى ، ابر از اين غم چشم گريان دارد و سينه بريان ، گل گريبان چاك است و بلبل با نالهء دردناك ، آه نيمشبى عشّاق در جست محبوب است و سوز سينهء پروانه در طلب نور مطلوب : بر ما چه مىكشى رقم رد به ملك عشق * ما هم يكى ز جوركشان قلم رويم للّه الحمد كه عمر شريف آن بزرگ صورت و معنى در عين شباب است و اميدها از درگاه ربّ الأرباب - منه الاستعانة و إليه المآب . من غزليّاته : چنين كه ناله در آغوش كردهاى ما را * كدام زمزمه در گوش كردهاى ما را ز ياد خاطرت ايزد كند فراموشش * به ياد آنكه فراموش كردهاى ما را سخنوران همه گوياى حسن و عشق توانَد * چه حكمت است كه خاموش كردهاى ما را به كس چو آينه راز نهفته ننموديم * چه جرم ما كه نمدپوش كردهاى ما را مظفّر از تو ؟ ؟ ى روز مىتواند بود * چرا نياز بر و دوش كردهاى ما را [ ميرزا اعجم قلى تركمان ] محبّت سرشت صداقت توأمان ، ميرزا اعجم قلى تركمان - شيرازىّ الاصل است و در